السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

152

تفسير الميزان ( فارسي )

برده ، مرد و زن ، فرد و جماعت و بعض و كل را بطور مساوى رعايت كرده است ، حكومتش فردى استبدادى نيست تا قائم به خواسته هاى شخص حاكم باشد ، و او به دلخواه خود در جان و عرض و مال مردم حكومت كند . و حكومت اكثريت يعنى پارلمانى هم نيست تا بر طبق خواسته اكثر افراد دور زده و منافع ما بقى پايمال شود ، يعنى « نصف جمعيت به اضافه يك » به مراد خود رسيده و « نصف منهاى يك » آن محروم گردد . و شايد سر اينكه بعد از خطاب به شخص رسول خدا ( ص ) در آيات قبل يعنى آيه * ( « فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ » ) * و آيه * ( « فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ » ) * و * ( « لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا » ) * و همچنين قبل از آيه * ( « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها » ) * و غير آن كه خطاب در آنها نيز متوجه شخص رسول خدا ( ص ) است خطاب را متوجه عموم مردم كرده و فرموده : * ( « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ » ) * همين نكته باشد ، زيرا گفتيم كه حكومت اسلامى حكومتى است انسانى ، به اين معنا كه حقوق همه افراد انسانها را رعايت نموده و به خواسته هاى آنان احترام مىگذارد ، و لو هر كه مىخواهد باشد ، نه اينكه خواسته هاى افراد را فداى خواسته يك نفر و يا خواسته اكثريت كرده باشد . و چون چنين است دشمن منافع يك جامعه اسلامى دشمن منافع تمامى افراد است ، و بر همه افراد است كه قيام نموده و دشمن را از خود و از منافع خود دفع دهند ، و بايد براى چنين روزى نيرو و اسلحه زير سر داشته باشند ، تا بتوانند منافع خود را از خطر دست برد دشمن نگهدارند ، گو اينكه پاره اى از ذخيره هاى دفاعى هست كه تهيه آن جز از عهده حكومتها بر نمىآيد ، و ليكن پاره اى ديگر هم هست كه مسئول تهيه آن خود افرادند ، چون حكومت هر قدر هم نيرومند و داراى امكانات زيادى باشد به افراد مردم محتاج است ، پس مردم هم بنوبه خود بايد قبلا فنون جنگى را آموخته و خود را براى روز مبادا آماده كنند . پس تكليف « و اعدوا . . . » ، تكليف به همه است . * ( « تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللَّه وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّه يَعْلَمُهُمْ » ) * - اين قسمت از آيه شريفه در مقام بيان تعليل جمله * ( « وَأَعِدُّوا لَهُمْ » ) * است ، و معنايش اين است كه اين قوا و امكانات دفاعى را تدارك ببينيد تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خود را ترسانيده و از آنان زهر چشم گرفته باشيد ، و اگر دشمن دين را هم دشمن خدا و هم دشمن ايشان خواند براى اين بود كه هم واقع را بيان كرده باشد و هم اينكه ايشان را تحريك نموده باشد . و اينكه فرمود : * ( « وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ » ) * دلالت دارد بر اينكه منظور از « آخرين : ديگران » كه در مقابل اولين است آن افرادى هستند كه مؤمنين از دشمنى آنان